http://azarangmusic.com/

فواید یادگیری و نواختن موسیقی برای بزرگسالان

• آیا تاکنون هنگام گوش دادن به موسیقی در ستون فقرات خود احساس سرما کرده اید؟ طبق یک تحقیق انجام شده توسط ناسباوم1 و سیلویا2 (2010)، بیش از 90 درصد ما این احساس را داشته ایم. با این حال، شدت تأثیر گذاری موسیقی، به شخصیت شما بستگی دارد. کسانیکه در یکی از پنج بعد شخصیتی به نام «تمایل به تجربه» فعال هستند، هنگام گوش دادن به موسیقی بیشترین سرما را احساس می کنند (ناسباوم و سیلویا، «لرزه ها و طنین ها: شخصیت و تجربه ی احساس سرما در اثر موسیقی3»، علوم روانشناسی و شخصیت اجتماعی4، 2010).

• یک تحقیق دانشگاه استنفورد نشان می دهد که موسیقی، بخش هایی از مغز را درگیر می کند که در توجه کردن، پیش بینی کردن و به روز رسانی وقایع در حافظه مشارکت دارند (بکر5، میتزی6. «تحقیقات دانشگاه استنفورد کشف کرد که موسیقی مغز را به سمت توجه کردن حرکت می دهد.» دانشکده پزشکی استنفورد. در دسترس قرار گرفته در 24 فوریه 2015).

• مشابه با مهارت های تخصصی فنی، تسلط در هنر و علوم انسانی7، ارتباط تنگاتنگی با یک شناخت بالاتر از اجزای زبان دارد (تری لیسا8. «تحقیقات نشان می دهند، تمرین موسیقایی به پردازش زبانی کمک می کند.» اخبار دانشگاه استنفورد. 24 فوریه 2015).

• یافته ها نشان می دهند که موزیسین ها نسبت به غیر موزیسین ها، دارای حافظه ی فعال برتری هستند (برتی9 و همکاران، 2006؛ پالسن10 و همکاران، «کنترل شناختی در حافظه ی فعال موزیسین ها، توسعه یافته است،» PLOS One، 15 ژوئن 2010).

• تجربه ی موسیقایی بسیاری از جنبه های عملکرد مغز را تقویت می کند که افراد دارای مشکلات زبانی و یادگیری، از همان جنبه ها دچار آسیب هستند، مثل دقت زمانبندی عصبی که به ما اجازه می دهد میان هجاها تفکیک ایجاد کنیم (کراوس11، N و B Chandrasekaran، تمرین موسیقایی برای ارتقای مهارت های شنیداری. Nature Reviews Neuroscience, 2010.11:p.599-605).

• موسیقی و زبان، هردو سیستم های پیچیده ی ارتباطی هستند که در آنها اجزای اصلی، در ساختارهایی با نظم بالا، طبق قوانینی ترکیب شده اند. موسیقی خواه یک پیش درآمد تکاملی نسبت به زبان باشد و یا صرفاً فراورده ای جنبی از قوای ذهنی شناختی که برای پشتیبانی از زبان توسعه یافته است، در فرهنگ های انسانی و طول تاریخ فراگیر بوده است (نینا کراوس12، جسیکا اسلیتر13، «موسیقی و زبان: ارتباطات و انفصالات»، سیستم شنیداری انسان: سازمان بنیادین و اختلالات بالینی، جلد 29، سری سوم، 2015).

• مقایسه های مقطعی بین موزیسین ها و غیر موزیسین ها ثابت کرده است که موزیسین ها در مهارت های شنیداری و زیرلایه های عصبی دارای گستره ای از توسعه یافتگی هستند؛ از ادراک و رمز گردانی در صحبت کردن، مخصوصاً در مشکلات شنیداری ساب اوپتیمال14 گرفته، تا حافظه ی فعال و توجه شنیداری تخصصی تر (نینا کراوس، دانا استریت15، «ظهور شاخص های بیولوژیکی نوازندگی با روش های مدرسه ای موسیقی»، Annals of the New York Academy of Sciences, 2015).

• بزرگسالانی که در کودکی آموزش رسمی موسیقی می بینند، نسبت به صدا واکنش های قویتری نسبت به هم نوعانی که هیچ گاه در جلسات آموزشی موسیقی شرکت نکرده اند، نشان می دهند و شدت این واکنش، با این که چه مدت از توقف آموزش گذشته است مرتبط است. این نتایج پیشنهاد می دهند که تغییرات نورونی همراه با آموزش های موسیقی در دوران کودکی، در بزرگسالی حفظ می شوند (اسکو16 و کراوس، 2012. یک چیز کوچک اثرات بزرگی دارد: چگونه مغز بزرگسالان توسط آموزش موسیقی در دوران کودکی شکل میگیرد، مقاله ی عصب شناسی، 32, 34, 11510. DOI: 10.1523/JNEUROSCI.1949-12.2012).

• موسیقی درمانی با استفاده از بداهه نوازی روی درام، به کهنه سربازان کمک کرد تا «احساسات اغلب اشتباهی، مبالغه آمیز و ناشناخته»ی خود را تعدیل نمایند، با این هدف که این مهارت ها را به زندگی روزمره تعمیم دهند. نواختن درام این امکان را برای آنها فراهم کرد تا احساسات خود را بروز داده و کنترل کنند و به ایجاد یک احساس ارتباط داشتن و مأموریت گروهی کمک کرد (برت17.(1995). طوفان دوردست: درام نوازی با سربازان ویتنام. دورنمای موسیقی درمانی، 13، 112-110؛ نقل قول در «موسیقی درمانی و ارتش»، نوشته ی رونا کاپلان18، هافینگتون پست، 4 مارس 2013).

• محققان دریافتند کسانیکه به مدت دو سال سازی را نواختند، بین صداهای مشخصی «تشخیص نوروفیزیولوژیکی» قویتری نسبت به کودکانی داشتند که آموزش نواختن دریافت نکردند. برای مثال، آهنگ سازان راحت تر می توانستند تفاوت میان کلمات «bill» و «pill» را تشخیص دهند، این یک مهارت کلیدی در یادگیری خواندن است (اسکو و کراوس، 2012. یک چیز کوچک اثرات بزرگی دارد: چگونه مغز بزرگسالان توسط آموزش موسیقی در دوران کودکی شکل میگیرد، مقاله ی عصب-شناسی، 32, 34, 11510. DOI: 10.1523/JNEUROSCI.1949-12.2012).

• محققان در مرکز پزشکی وکسنر19 دانشگاه ایالت اوهایو نگاهی داشتند بر اینکه چگونه انواع مختلف موسیقی و سکوت در مغز 21 فرد مبتلا به بیماری صرع پردازش می شوند. چه به موسیقی کلاسیک گوش داده شود چه موسیقی جاز، تحقیقات نشان داد که همه همه ی شرکت کنندگان سطوح بسیار بالاتری از فعالیت امواج مغزی در زمان گوش دادن به موسیقی داشتند. فعالیت امواج مغزی در بیماران مبتلا به صرع، تمایل به هماهنگی بیشتری با موسیقی داشت، به خصوص در قطعه ی گیجگاهی (رابرت پریت20، HealthDay, August 10, 2015).

فواید/حقایق اجتماعی:

• از هر 10 آمریکایی، 7 نفر (71%) می گویند که آموخته ها و عادات ناشی از یادگیری موسیقی، افراد را برای انجام هرچه بهتر کار گروهی در مشاغل خود مجهز می کند (جولای 2014، هریس پل21).

• کسانیکه در تجربه کردن دید بازتری دارند، بیشتر احتمال میرود که یک ساز موسیقی بنوازند و موسیقی را در درجه ی اهمیت مشابهی قرار دهند (ناسباوم و سیلویا، «لرزه ها و طنین ها: شخصیت و تجربه ی احساس سرما در اثر موسیقی»، علوم روانشناسی و شخصیت اجتماعی، 2010).

• مروری بر 23 تحقیق مختلف که شامل 1500 بیمار بود، نشان داد که گوش دادن به موسیقی ضربان قلب، فشار خون و اضطراب را در بیماران قلبی کاهش داد (برت22 و دیلئو23، «موسیقی برای کاهش استرس و اضطراب در بیماران قلبی وریدی»، PubMed.Gov, 2009).

• در تحقیق انجام شده توسط فرگوسن24 و شلدون25 (2013)، شرکت کنندگانی که به قطعات کلاسیک شاد ساخته ی آرون کاپلند26 گوش داده و در عین حال، به طور فعال برای شادتر شدن تلاش میکردند، نسبت به کسانیکه به طور منفعلانه به موسیقی گوش می دادند، شادی بیشتری احساس کردند. این به ما می گوید که درگیر شدن با موسیقی، برخلاف اینکه اجازه دهیم از ما عبور کند، به تجربه ی ما قدرت احساسی بیشتری میبخشد (فرگوسن و شلدون، «تلاش برای شادتر بودن به واقع مؤثر است: دو تحقیق تجربی»، مقاله ی روانشناسی مثبت: اختصاص داده شده به ادامه ی تحقیقات و ارتقای آزمایشات خوب، 2013).

• یک تحقیق انجام شده توسط لوگسواران27 و همکاران (2009)، نشان داد که یک آهنگ سریع و شاد، باعث شد که شرکت کنندگان صورت دیگران را شادتر مشاهده کنند. همین امر درمورد یک قطعه ی کوچک موسیقی محزون نیز درست بود. بزرگترین تأثیر زمانی مشاهده شد که مشارکت کنندگان به صورت هایی با حالت خنثی نگاه کردند. به بیان دیگر: شرکت کنندگان حس موسیقی ای که به آن گوش می کردند را به صورت مردم بازتاب می دادند (لوگسواران و همکاران، «انتقال بین حسی احساسات با موسیقی»، Neuroscience Letters، 2009).

• از هر 5 آمریکایی، 4 نفر (80%) اعتقاد دارند که آموزش موسیقی در سطح رضایتمندی شخصی آنها مؤثر بوده است (جولای 2014، هریس پل).

• دو سوم (67%) از آمریکایی ها می گویند آموزش موسیقی مردم را به یک روش منظم برای حل مسائل مجهز می کند (جولای 2014، هریس پل).

• دو سوم مردم آمریکا می گویند که آموزش موسیقی، فرد را برای مدیریت وظایف شغلی به شکل موفقیت آمیزتری آماده می کند (جولای 2014، هریس پل).

• فارغ التحصیلان برنامه های موسیقی گزارش می کنند که خلاقیت، کار گروهی، ارتباط برقرار کردن و فکر انتقادی، مهارت هایی هستند که برای کارشان ضروری اند، فرقی نمی کند که در موسیقی یا هر زمینه ی دیگری فعالیت داشته باشند (Craft, A، تحلیلی از تحقیق و مقاله بر خلاقیت و آموزش. گزارشی برای مراجع صلاحیت و برنامه آموزشی. کاونتری، انگلستان. Arts Alumni Project, SNAAP. 2010 Strategic National. چنگال ها در جاده: راه های فراوان دانش آموختگان هنر: پروژه ی دانش آموختگان هنر استراتژیک ملی 2010، بلومینگتون، IN).

• ارتش های یونان و روم هردو از سازهای برنجی و ضربی – ازجمله اجداد کورنت و توبای امروزی – برای اطلاع رسانی در رژه، میدان جنگ و کمپ ها استفاده می کردند. ارتش یونان در زمان لشکرکشی، از موزیسین ها برای از برخوانی شاعرانه ی قصاید و سرودهای شکرگزاری استفاده می کرد که برای یادآوری به سربازان و شهروندان از دلیری قهرمانان گذشته طراحی شده بودند. پس از سقوط رم در غرب، سنت هایی از موسیقی نظامی، توسط امپراتوری شرقی در بیزانس حفظ و بهبود یافت (HistoryNet Staff، «موسیقی جنگ»، History.net, June 6, 2012).

• ارتش های یونان و روم هردو از سازهای برنجی و ضربی – ازجمله اجداد کورنت و توبای امروزی – برای اطلاع رسانی در رژه، میدان جنگ و کمپ ها استفاده می کردند. ارتش یونان در زمان لشکرکشی، از موزیسین ها برای از برخوانی شاعرانه ی قصاید و سرودهای شکرگزاری استفاده می-کرد که برای یادآوری به سربازان و شهروندان از دلیری قهرمانان گذشته طراحی شده بودند. پس از سقوط رم در غرب، سنت هایی از موسیقی نظامی، توسط امپراتوری شرقی در بیزانس حفظ و بهبود یافت (HistoryNet Staff، «موسیقی جنگ»، History.net, June 6, 2012).

• از سال 2005، VA تعداد موسیقی درمانگران خود را در کلینیک هایش بیشتر از 2 برابر کرده است (ابی فنرس سوانسون29 ، «موسیقی به سربازان کمک میکند علائم PTSD را کنترل کنند»، تایم، 8 مارس 2010).

• زمانیکه اولین نظامنامه ی سربازان آمریکایی – تألیف سرگرد ژنرال ویلهلم ون استوبن30 در سال 1778 به ارتش قاره ای صادر شد، شامل لیستی از ریتم ها و علائم بود که از نمونه هایی که در ارتش-های اروپایی استفاده میشد، نمونه برداری شده بود. با وجود این، قبل از اروپا در صفوف آمریکایی شیپور بوق جایگزین نی لبک و گروه درام نوازان شد. در سال 1867 ندای شیپور برای نیروهای مسلح ایالات متحده، که بیشتر از نمونه های فرانسوی الگوبرداری میشد، به صورتی که امروزه به طور گسترده در حال بقاست، مدون و استاندارد سازی شد (HistoryNet Staff، «موسیقی جنگ»، History.net, June 6, 2012).

• با اینکه تکنولوژی به سرعت توسعه یابنده، نیاز به موسیقی را برای همراهی حرکت در میدان نبرد در اواسط قرن 20 تحت الشعاع خود قرار داد، همچنان یک راه مؤثر بود که توسط آن ایالات می توانستند روحیه، انرژی و رفتارهای ارتش ها و به راستی همه ی جمعیت را دستکاری کنند (HistoryNet Staff، «موسیقی جنگ»، History.net, June 6, 2012)


فواید/حقایق مربوط به سلامت

• یک تحقیق بر روی دانشجویان پسر نشان داد که در هنگام سواری با دوچرخه های ساکن، شرکت کنندگان زمانیکه به موسیقی تند گوش می دادند، بیشتر تلاش می کردند. به علاوه آنها از موسیقی نیز بیشتر لذت می بردند ( اسکات کرایست31، «20 فایده ی شگفت انگیز علمی موسیقی»، USA Today, December 17, 2013).

• یک تحقیق نشان داد که پخش موسیقی ملایم (و کم کردن نور) حین غذا خوردن می تواند به مردم کمک کند که آهسته غذا خورده و در هر وعده، غذای کمتری مصرف کنند (اسکات کرایست31، «20 فایده ی شگفت انگیز علمی موسیقی»، USA Today, December 17, 2013).

• مشاهده شده که گوش دادن به موسیقی کلاسیک، به طور مؤثری بی خوابی را در دانشجویان کالج درمان می کند (اسکات کرایست31، «20 فایده ی شگفت انگیز علمی موسیقی»، USA Today, December 17, 2013).

• دانشمندان دریافته اند که گوش دادن به موسیقی تأثیر مثبتی بر کارکرد رگ های خونی دارد. موسیقی مشارکت کنندگان در تحقیقات را شادتر کرده و منجر به افزایش جریان خونی در رگ های آنها شد (اسکات کرایست31، «20 فایده ی شگفت انگیز علمی موسیقی»، USA Today, December 17, 2013).

• یک تحقیق نشان داد که گوش دادن به موسیقی بعد از تمرین ورزشی می تواند به بدن کمک کند تا سریع-تر ریکاوری کند. در حالیکه موسیقی آرام تأثیر آرامش بزرگتری، پس از تمرین ایجاد کرد، به نظر می رسد که هر نوع موسیقی می تواند به فرآیند ریکاوری بدن کمک کند (اسکات کرایست31، «20 فایده ی شگفت انگیز علمی موسیقی»، USA Today, December 17, 2013).

• تحقیقات نشان می دهند که موسیقی می تواند مغز را تحریک کند تا مواد شیمیایی ای ترشح کند که بدن را از درد منحرف کنند. زمانیکه موسیقی به قشر شنیداری مغز می رسد، ارتباطاتی بین این قشر و نواحی-ای از مغز ایجاد می شود که احساسات، حافظه و قوه ی محرکه را کنترل می کنند (ابی فنرس سوانسون ، «موسیقی به سربازان کمک میکند علائم PTSD را کنترل کنند»، تایم، 8 مارس 2010).



فواید/حقایق آموزشی:

• هیئت سنجش ورود به کالج دریافت که دانش آموزانی که در برنامه های موسیقی مدارس دولتی مشارکت دارند، در امتحانات SAT 107 نمره بیشتر نسبت به کسانی که در این برنامه ها شرکت نکرده بودند کسب کردند (سوابق شرکت کنندگان در آزمون های SAT، هیئت مدیره ی کالج، تألیف کنفرانس ملی مربیان موسیقی، 2002).

• تقریباً نیمی از والدین و معلمان از تجمیع موسیقی با توسعه ی تخصصی آموزش پشتیبانی می کنند (بنیاد NAMM و انجمن Grunwald، LLC، 2015. ضربه ای بر تار: عقاید و امیدهای عمومی برای آموزش K-12 موسیقی در ایالات متحده:2015).

• از سربازان سال های 1700 میلادی خواسته میشد که تقرباً مانند ماشین خودکار عمل کنند، که به نرمی و در آرایش خاصی، از هر دستوری که توسط مقامات بالاتر داده می شد پیروی کنند. با وجود ابرهای دود اضافه شده به غوغای میدان نبرد، دستورات زبانی و یا نمونه های انسلنی، همیشه راه های قابل اطمینانی برای جهت دادن به ارتش نبودند. یک دستور شنیده نمی شد – یا بدتر، فهمیده نمی شد – این میتوانست به اندازه ی دشمن خطرناک باشد. با این حال علامت هایی که به وسیله ی موسیقی منتقل می شد، در بالای تلاطم شلیک گلوله قابل شنیدن بود. صدای ترومپت و آهنگ درام ها، واضح و غیر مبهم بود که آنها را بای دستور دادن و کنترل سربازان ضروری می کرد (HistoryNet Staff، «موسیقی جنگ»، History.net, June 6, 2012).

• از سربازان سال های 1700 میلادی خواسته میشد که تقریباً مانند ماشین خودکار عمل کنند، که به نرمی و در آرایش خاصی، از هر دستوری که توسط مقامات بالاتر داده می شد پیروی کنند. با وجود ابرهای دود اضافه شده به غوغای میدان نبرد، دستورات زبانی و یا نمونه های انسلنی، همیشه راه های قابل اطمینانی برای جهت دادن به ارتش نبودند. یک دستور شنیده نمی شد – یا بدتر، فهمیده نمی شد – این می توانست به اندازه ی دشمن خطرناک باشد. با این حال علامت هایی که به وسیله ی موسیقی منتقل می شد، در بالای تلاطم شلیک گلوله قابل شنیدن بود. صدای ترومپت و آهنگ درام ها، واضح و غیر مبهم بود که آنها را بای دستور دادن و کنترل سربازان ضروری می کرد (HistoryNet Staff، «موسیقی جنگ»، History.net, June 6, 2012).


1.Nusbaum     2.Silvia    3.Shivers and Timbres: Personality and Experience of Chills From Music        4.Psychology & Personality Science, 2010     5.Baker    6.Mitzi    7.humanities     8.Trei Lisa     9.Berti 10.Pallesen    11.Kraus     12.Nina Kraus     13.Jessica Slater      14.suboptimal    15.Dana L. Strait    16.Skoe, E  17.Burt    18.Ronna Kaplan    19.Wexner     20.Robert Preidt   21.Harris Poll    22.Bradt   23.Dileo        24.Ferguson    25.Sheldon    26.Aaron Copland    27.Logeswaran    28.Al Bumanis     29.Abbie Fenress Swanson  30.Wilhelm von Steuben   31.Scott Christ
در حال بارگذاری ...